به نام او كه قطره اي ازبيكران عشق و احساس را در وجودم چكاند تابتوانم معناي دوست داشتن و عشق ورزيدن را دريابم .

 از دل تا دفتر فرشي از احساس پهن كرده ام تا با چيدن واژه ها در كنار هم نام تو را با عشق تكرار كنم،تا وجودم معطر از حضور يادت شود. اكنون مي خواهم از سبزترين آرزوهايم برايت بنويسم؛ زيباترين واژه ها را برايت زمزمه كنم و با ياد تو درخت روياهايم را شاخ و برگ دهم .در تمامي ثانيه ها تنها نام تو را از صميم قلب مي خوانم .

 آنقدر دوستت دارم كه اگر هر صبح در زلال چشمهايت طراوت را نبينم و در هواي معطر بودنت نفس نكشم خواهم پژمرد . درآن روز نه خورشيد مرا گرم خواهد كرد و نه هيچ نگاه مهربان ديگري .در هجوم لحظه ها احساس تنهايي مي كنم مدام به تو مي انديشم .در چشمه پاك زندگي تنها عكس تو را مي بينم .آئينه ها فقط رخ زيباي تو را نشان مي دهند وقتي كه فضا پر از انوار پر انرژي خورشيد مي شود . گرماي محبتهايت برايم تداعي مي شود وقتي باران مي بارد و عطر خوش گلها همه جا پخش مي شود تنها يادتو مي افتم .



بازنشر این مطلب در: عمارنامه .  نورآسمان . مقرسایبری .  افسران . صراط نیوز  .  بسیج سایبری  . پاونا