زندگی به سبک لایف استایل ... !!!

چند وقت قبل فیلمی با عنوان " مردان مریخی ، زنان ونوسی " روی پرده های سینماهای کشورمون رفت که واقعا نمی دونم چرا اینقدر آقای شمقدری به این مردم لطف دارند و این همه خدمت می کنند!!! فیلمی با رنگ و بوی غربی و با صحنه های بسیار زننده [مستهجن] که حتی برای افراد زیر 15 سال ، تماشای این فیلم ممنوع شده بود. نمی خوام فیلم رو تحلیل کنم؛ اصلا ارزش این کار رو نمی بینم و نه اینکاره هستم.

]همینطور که می دونید امروزه بسیاری از به اصطلاح روشنفکران و به خصوص روانشناسان ایرانی که غالبا خط فکری شون غربی افراطی و با رنگ و بوی نیچه و فروید هستش دارند یه چیزایی رو خورد خلق الناس میدن که واقعا جای بسی شرمندگی است! و حتی کار رو تا جایی بسط دادن که علنی دین (خدا) رو زیر سوال میبرن ! بگذریم ازین حرفها که هر چی بیشتر به این قشر فکر می کنم بیشتر آشفته میشم[.

می دونید که این فیلم برداشتی آزاد [کپی] از یک فیلم آمریکایی و از روی کتابی با همین عنوان ساخته شده ، با خود فیلم کاری ندارم با کتاب هم کاری ندارم ، با نویسنده این کتاب کار دارم...

ماجرا چیست؟؟؟ :::

دکتر جان گری،روانشناس،مدرس دانشگاه ،متولد1951 در آمریکا این کتاب خیلی قشنگ رو نوشته!و توی ایران و ایالات متحده هم خیلی فروش داشته . ایشون تا بحال 2 بار ازدواج کرده !!! و این کتاب رو بعد از طلاق همسر اول شون " خانم دکتر باربارادی آنجلیس" نوشتند

راستی می دونید این خانم کیه ؟؟؟ بله ایشون هم روانشناس هستند و بعد از طلاق کتابی رو با عنوان " آیا تو  نیمه گمشده من هستی؟" رو به نگارش درآوردند. جالبه نه ! جالبتر اینکه بدونید ایشون تا بحال 5 بار ازدواج کردن و حتی یکی از شوهران ایشون یه دلقک سیرک بوده.

* زن و شوهری آمریکایی، روانشناس و مطلقه از هم کتابهایی در مورد زناشویی و زندگی خوب ارائه میدن که حتی خودشون پای بند به هیچ کدوم ازین موارد نیستند.. اینها چطور می تونن برای ما سرمشق  باشن و به ما ایده بدهند ؟؟  چقدر توی قرآن ، نهج البلاغه و توی احادیث و روایات و سخنان بزرگانمون در مورد این موضوع داستان ، حدیث ، توصیه و... شنیدیم . چرا هیچ کس به این موارد اصلا توجهی نداره ، چرا ما باید کورکورانه از غرب و غربیان تقلید کنیم ، خدای ناکرده مگر ما اسفنج هستیم که همه چیز رو به خودمون جذب کنیم و قبول کنیم ؟؟؟

به نظرتون این داستان خنده داره یا باید به خودمون تاسف بخوریم ؟

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ

روزگاری ...

مسیح را مسیحیان! به صلیب کشیدند 

حسین را مسلمانان! به شهادت رساندند

و اینک ولایت را ...



پی نوشت : بار الها ! اجلم را تو به تاخیر انداز  ..  چند روزیست دلم تنگ محرم شده است

خداحافظ

سلام.چند روز پيش يه خبر خوش بهم دادند كه حسابي شوكه شدم.. توي يه مسابقه وبلاگ نويسي توي كشور وبلاگم رتبه اول رو كسب كرده و جايزه اي هم كه در نظر گرفتن كمك هزينه سفر عمره مفرده است. اومدم تا از همه دوستان عزيز كه با محبت هاشون ، راهنمايي هاشون ، انتقاداتشون و دلگرمي هايي كه بهم دادند تا بنويسم  تشكر كنم ، و صميمانه اخلاص و ارداتم رو بهشون ابراز كنم. انشالله دعا كنيد كه ما بريم (اگر هم قسمت نشد كه حتما صلاح اين بوده ) و دعاتون بدرقه راه ما باشه تا پاك برگرديم و بمونيم پاك. از همه دوستاني هم كه احساس مي كنن حقي بر گردن اين حقير دارن و يا باعث آزردگي خاطرشون شدم ميخوام كه حلال كنند و ما حتما درصدد جبران خواهيم كوشيد.

دعامون كنيد. ياعلي

***
مى‏گويم «خدا بخواهد دارم مى‏روم حج» 
مى‏گويد: «پاى ناودان طلا مرا ياد كن. حتماًها! يادت نرود»
گوشى را كه مى‏گذارم به همه تلفن‏هايى كه از صبح تا حالا كرده‏ام فكر مى‏كنم، هر كسى، يك جايى را گفته كه آنجا يادش بيفتم. پاى كوه صفا، منى، مروه، عرفات...
نصف اين آدرس‏ها را احتمالاً فراموش مى‏كنم ولى اين برايم جالب است كه هر كدام اين آدمها، احتمالاً همين جايى كه سفارشش را به من كرده‏اند سيم‏شان وصل شده و خدا در آن نقطه عنايتش را بر سرشان باريده و از كل حج، اين نقطه پر رنگ برايشان به جاى مانده است.
ناگهان، همان جا پاى تلفن به لرزه مى‏افتم: من اسم كجا را با گريه خواهم برد، سال آينده وقتى دوستى زنگ مى‏زند تا بگويد خداحافظ؟ آيا لحظه‏اى، جايى خواهد بود؟ 
آيا نقطه بارشى، براى من هم هست؟